تبليغاتX
شيپور

شيپور

  

 

دو ماه اعتصاب  ما !

این روزها شاهد اعتصاب و اعتراض کارگران شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا) در بوشهر هستیم . 

یادم به اعتصاب دو ماهه خودمان افتاد که در این شرکت داشتیم . آن سالها در حالت جنگی روزهای پر مخاطره و سختی را از سر گذراندیم .......

دو فورمن (سرکارگر) داشتیم که هر دو بی سواد بودند ، اما خدای تعمیرات !! از زمان شاه در همین شرکت نزد آمریکایی ها از شاگردی  به استادی رسیده بودند .......

     معرفی کتاب :

.................................................. نام کتاب: بانیان سعادت
مؤلف : علی حق شناس
انتشارات : شروع
چاپ اول : 1386
تعداد صفحات : 168
قیمت : 3000 تومان
این کتاب به شرح احوال و اندیشه ی بانیان مدرسه ی سعادت پرداخته و زندگی و فعالیت های افراد زیر را مورد کنکاش قرار داده است :
معتقد اهرمی/ میرزا لطف الله کازرونی/ میرزا ابراهیم صدیق/ میرزا علی اکبر مشاق/ میرزا علی شریف/ شیخ محمدحسین سعادت/ فیلسوف روانشاد/ شیخ عبدالکریم سعادت/ میرزا حاجی آقا کازرونی/ سید محمد فرزا2ن/ شفیق شهریاری/ سیدمحمدعلی ریاضی/ سید ضیاء الدین بلادی/ سیدمحمدحسن نبوی

  یک بار که آقای نبوی به منزل آنها دعوت شده بود ..... بر حسب تخمین و گمان برادرم از آقای نبوی سئوال می کند که آیا شما منزلتان در بوشهر در نزدیکیهای  فلان سینما هست ؟ آقای نبوی بر افروخته  جواب میدهد : من و سینما ؟! به من می آید که در کنار سینما باشم ؟!  این چه حرفیه آقا !  هنوز آثار  بد آن برخورد در ذهن و ضمیر برادرم باقی مانده ، می گوید از آن  جواب جا خوردم .

 غیر مستقیم  :۳ / این خاطره را زنده یاد شیرزاد آقایی دبیر دبیرستانهای بوشهر و همکار آقای نبوی برایمان تعریف  کرد  :

  

اما یکی دیگر از  این بانیان و استادان نام برده  در کتاب بانیان سعادت ،  برای من نا آشنا نبود . و آن فیلسوف روانشاد است . این مرد همه فن حریفpdaram استاد و معلم پدرم در دبیرستان سعادت بود . او ................................................................

اغلب..... در حالی که صورت پدرم را اصلاح می کردم یکی از این خاطرات  قدیمی را  تعریف می کرد . یادم می آید که برایم گفت :

 موقعی که زایر محمد ( شیر محمد ) به قصد گرفتن انتقام به بوشهر آمده  و حمام خون راه انداخته بود ....  مطالب کامل را در اینجا بخوانید

                             


ادامه مطلب
+ LINK لینک   ... نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 20:24  توسط محمد  | 

 

 

 

 

 نوروزتان پیروز

  این عکس های هنری از سهیلا است . من نهایتاً از او تشکر می کنم که این عکسهای هنرمندانه را بموقع برایم ایمیل کرده است . حالا همه می توانند از زاویه دید دوربین ایشان ، بهار امسال ما را ببینند .....قندیلها  مصداقی از شعر زمستان اخوان ثالث است  :

و..... قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده / .....و  درختان اسکلتهای بلور آجین آن را تداعی می کنند  .

خب حالا بعد از این مقدمه . سال نوتان مبارک . یک سال گذشت . دلم برای همگی شما تنگ شده . خوشحالی و شادی شما ، خوشحالی و شادی من هم است .

 دوست دارم از عیدی و دید و بازدیدهایتان برایم بنویسید . جالا دیگر سال به سال عید نوروز برای ما خارج نشین ها و بچه هایمان غریب و غریب تر می شود .

 نمی خواهم خاطر شما را ازرده کنم . عید فصل شادی و گشت و گذار هست . قدر این روزهای خوش را بدونید . سعی می کنم با شعرهایی در رابطه با این فصل مابقی پستم را بنویسم . همان طور که در عکس ها می بینید ، سرما و برف و بوران بی موقع نه تنها فروردین ما را زمستان کرد بلکه پرنده های عاشق و دلباخته هم سر در گم و پریشون کرده است. یادم به شعری از حافظ افتاد که می گوید :

آب حیوان تیره گون شد ، خضر فرخ پی کجاست .....خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد ؟

.......................................

(فریدون مشیری)

بهارم دخترم نوروز آمد

تبسم بر رخ مردم کند گل

تماشا کن تبسم های او را

تبسم کن که خود را گم کند گل

بهارم دخترم صحرا هیاهوست

چمن زیر پر و بال پرستوست .

برایتان سال پر باری آرزو می کنم . امیدوارم در تمام سنگلاخهای زندگی همواره پا برجا و با امید به پیش بتازید . یک بار دیگر از سهیلا خانم بخاطر عکس های جالب و هنری اش تشکر می کنم و چنانچه در اینده عکس هایی از این دست ، برایم ارسال کنند با کمال میل در اینجا می گذارم تا  دوستان دیگر نیز از آن بهره مند گردند . سالی خوب  همراه با موفقیت برایتان آرزو می کنم . شاد باشید .

 

 

 

 

 

+ LINK لینک   ... نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 1:17  توسط محمد  |