مرثیه !

به جستجوی تو
بر درگاه کوه می گریم
در آستانه دریا و علف
به جستجوی تو ...
چهار شعر در مورد « مرگ فروغ فرخزاد» سروده شده که به ترتیب از : احمد شاملو ، اخوان ثالث ، سهراب سپهری ، و سیاوش کسرائی هستند . من همیشه در نظر داشتم تا چنانچه فرصتی دست دهد ، دو شعر آن که متعلق به احمد شاملو و سهراب سپهری هست ، بخاطر بعُد و وسعت فلسفی و استعاره ایشان حفظ کنم .
بلاخره در هفته ای که گذشت به آرزوی دیرینه خود رسیدم و به خوبی شعر مرثیه (احمد شاملو) و دوست ( سهراب سپهری ) را از بر کردم . و حالا من هم مثل یه آدم معتقد ، که مرتب با خلیفه ی تسبیح شاه مقصود خود ، دائم ورد می خونه ! در همه حال با خواندن و ذکر آنها لبهام تکون میخوره .
....و اما در حال خواندن شعر مرثیه بودم که خبر غم انگیزی شنیدم . خبر کوتاه بود . فرید سکته کرد . فرید کجوری پسر ۲۶ ساله ای بود که با مرگ نا بهنگام خود داغی دیگر بر دل مادر ، برادر و خواهر خود گذاشت . او که بجای پدر مسئولیتهای اعضاء خانواده را بعهده گرفته بود ، شوک دیگری به بازماندگان خود وارد کرد .
پدر « فرید» نیز چند سال پیش ، در بین بهت و نا باوری دوستان و آشنایان به همین صورت ، در صحت و سلامت کامل سکته کرد .
ما این ضایعه درد ناک و غم انگیز را به دوست هم وبلاگی و همشهریمان ، جناب اقای ناخدا حمید کجوری (میداف) برادر و عموی آن زنده یادان تسلیت می گوئیم و همواره صبر و برد باریشان را آرزومندیم .
پی نوشت : تمام عکسهایی که در اینجا می گذارم از سهیلا است .